خدافظ
توجه سلام دوستان این وبلاگ دیگه اپ نمیشه توجه
به وبلاگ جدیدم سر بزنید منتظرتونم راستی
هرکسم خواست تبادل لینک کنه منا با نام
"شب تلخ زندگی" لینک کنه وخبر بده تا لینکش کنم بای
خوش آمديد!!
توجه سلام دوستان این وبلاگ دیگه اپ نمیشه توجه
به وبلاگ جدیدم سر بزنید منتظرتونم راستی
هرکسم خواست تبادل لینک کنه منا با نام
"شب تلخ زندگی" لینک کنه وخبر بده تا لینکش کنم بای
به آغـــــوش تو مــحتاجم برای حس آرامـــش
برای زندگی با تو پر از شوقم ، پــر از خواهش
به دست های تو محتاجم برای لمس خوشبختی
برای تسکین قلبی که براش عادت شده سختی
به چشم های تو محتاجم برای تعبیر این رویــا
که بازم میشه عاشق شد تو این بی رحمی دنیا
به لبخند تو محتاجم که تنها دل خوشیم باشه
بزار دنیای بی روحم به لبـــــــخند تو زیبا شه

دور از تو در اين شهر مرا هم نفسي نيست فرياد كنم از دل
و فرياد رسي نيست مارا نفس از هجر به لب آمد و مردم
گويند كه اين عشق تو هم جز هوسي نيست
اي اه به شرر سينه ما راكين سينه براي دل ما
جز قفسي نيست گفتنم به دل از همهمه در سينه چه غوغاست؟
گفتا كه در اين خانه بجز يار كسي نيست

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد
کاش بودی و ستهای مهربانت مرهم همه ی دلتنگیهاو نبودنهایت میشد...
کاش بودی تا سر بر روی شانه های مهربانت می گذاشتم
ودرد هايم را به گوش تو مي رساندم... بدون تو عاشقي برايم عذاب است
میدانم که نمی دانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم وبیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود
میدانم که نمی دانی بدون تو دیگر بهانه ای نیست برای ادامه زندگی...
جز انتظار آمدنت...

خداحافظ سکوت خسته ی باران خداحافظ.....خداحافظ به رسم خوب دلداران خداحافظ
خداحافظ زمانی که برایم آرزو بودی......خداحافظ زمانی که فقط در یاد او بودی
خداحافظ همین کافی و یک لبخند......هزاران قطره بر گونه و چشم و جاده و پیوند
خداحافظ فقط یک بار برای رفتن جانم......برای مرگ چشمانم برای عشق و ایمانم
خداحافظ و یک واژه و یک رفتن.....و یک خنده و یک آرامش و مردن
خداحافظ تمام قصه ها آرام میمیرد.....و باران تا ابد چشمان من را سلطه میگیرد
خداحافظ که انگار آخر قصه است.....و پایان پر از رازش غم و غصه است
خداحافظ کلاغ قصه ی ما هم نرفت خونه.....کلاغ عاشق تنها غم دنیا رو میدونه
خدا حافظ کمی غمگین تر از رگبار.....خداحافظ به امید دوباره خنده و دیدار
خداحافظ کمی زوده.........نرو حالا.....خداحافظ از این لحظه منم اینجا تک و تنها
خداحافظ ولی یادت نره نامرد .....برای دوری ما آسمون با خود دعا می کرد
خداحافظ جدا از هم خداحافظ.....خداحافظ فقط یک کم خداحافظ


امشب نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم
نه می خواهم ستاره ها را برایت بچینم
و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم
فقط ساده و با صداقت می خواهم بگویم....
دوست دارم از ته دل.......

سلام من پاییزم.....
دلم برات تنگ شده.برای بوی تنت واسه صدای قلبت.......
وای ..s..دارم خفه میشم.
من نمیتنم خوشبختت کنم.من دیگه نمیتونم بهار باشم.من دیگه نمی خوام باشم.
من میرمو به خدا میسپارمت.دوست دارم.
اگه قسمت هم باشیم به هم برمیگردیم.
عشقتو رها کن اگه مال تو باشه برمیگرده.....
نمیخوام از سر اجبار تحمل کنی
ديشب خدا آرام صدام كرد و گفت
خوابي...؟؟!!!
عشقت تو بغل يكي ديگه است
و تو آروم گرفتي خوابيدي...؟!!
لبخند زدم و گفتم...
خدا جونم اين همون مخلوقيه كه
موقع آفريدنش به خودت
"آفرين گفتي"


تــورا گــم کــرده ام امــروز...
وحــالا لحظه هــای من گرفتـــارسکوتــی ســرد وسنگیننــد.وچشمانــم که تا دیـــروزبه عشقت
می درخشیدنـــد،نمی دانـــی چه غمگیننـــد.چــراغ روشن شب بــود برایم چشمهـــای تو
نمیدانـــم چه خواهد شـــد؟؟؟پـــرازدلشوره ام،بـــی تاب ودلگیـــرم
کجــــا ماندی که مـــن بی توهـــزاران بار
درهـــرلحظه می میـــرم!!

غنچه ی وانشده، پژمرده
گل از آدم و عالم رونده
تو رو چی از عاشقی ترسونده
چرا از نگاه من بیزاری
تو که هستیمو تو دستات داری
چرا از عاشقی حیرونی چرا
چرا قدرمو نمی دونی چرا
ندونستی عاشقی چه رنگیه
نمی دونستی به این قشنگیه
ندونستی و نمیدونی هنوز
که دلت یه عمره سخت و سنگیه
دل من ساکته اما می دونم
همیشه بی سر و سامونِ توئه
چیزی از درد نمیگه تا مرگ
دلی که همیشه مدیونِ توئه
چرا از عاشقی حیرونی چرا؟
چرا قدرمو نمی دونی چرا...؟


ديشب در خلوت تنهاييم آهسته بي تو گريستم...
کاش صداي هق هق گريه ام را باد به تو مي رساند...
تا بداني "بي تو" چه مي کشم
کاش قاصدک به تو مي گفت اين پيغام را ميرساند که اميد و آرزوهايم بي تو

تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم؟
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم؟
توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی
بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته
آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو
چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

سعي کن هميشه تنها باشي
چون تنها به دنيا آمده ايي و تنها مي ميري
بگذار عظمت عشق را هيچ گاه درک نکني
چون آنقدر عظيم است که تو را در خود غرق مي کند
اما اگر عاشق شدي تنها يک نفر را دوست بدار
بخند ، گريه کن و قدم بردار تنها براي يک نفر
و بگذار عشقي داشته باشي پاک و آسماني

از غم رفتنت دیگه پاره شده بند دلم
خونه ی نویارجدید مبارکت باشه گلم
چه بی خبر بخت توشدنگفتی که منم بیام
باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط میخوام

عروسکی بودم بـرات
که تو بـهم نفـس دادی
دلم رو یه روز خریـدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بـودم
عروسک مغـازه ای
کهنه شدم رفتی حـالا
دنبال عشق تازه ای...!!!

سلام گل های خودم دوستای نازی که همیشه باهام
بودن وتنهام نذاشتند مثل یک عده ای نامرد نبودند
همتونا دوست دارم این پست به خاطر خیانت ونامردی
یک نفر تایپ میکنم میزارم وبم
یک ادم که همه چیماپاش گذاشتم اخرش
خیانت دیدم یعنی ادمای نامرد به قران
مثل این نبودند که این این جوری کرد ذره ذره
نابودم کرد و زجرم داد دخترا همشون
چشم رو ندارن و نامردند میدونم اصلا به این
وبلاگ نگاه نمیکنی چه برسه به این که
این پست بخونی ولی باز من ساده عاشق اون نگاه
و...شدم صددفعه شماره دادم یادته یک دفعه هم
قبول نکردی تا این که بعد از اون ماجرا
خودت پیام دادی دیدی که تادیدم دختری چه برخوردی
باهات کردم تا گفتی چته بابافلانیم
چقدر اروم شدم یادت میاد اون روزای اولی
که پیام بازی میکردیم یادت میاد اون شب که
پیشت بودم نزدیک بو چه اتفاقی بیفته چقدر بهم گفتی
مهدی چته ولی من بغض گلوم گرفته بود و نمیتونستم
بگم دوست دارم یادته چی شد حالا ازم سرد شدی
میخواهی بری باشه برو جلوتا نمیگیرم شب اول که
پیام دادی اشکم در امد اخرین لحضه هم که تلفن قط
کردم اشکم در امد برو برو به قول خودت
داشتم فراموشت میکردم ولی اگه یک روز
خداوکیلی یک روز اسمتا نمیوردم خوابم نمیبرد
برو برو خدافظ![]()


گرچه بی هم نفسم،زندگی شیرین است.
میل گل در من نیست،بال من خونین است.
اشک غم باید ریخت رسم دنیا این است.

نفرین به عشق به عاشقی!![]()
نفرین به بخت سرنوشت!
به اون نگاه که عشقتو تو![]()
سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو!![]()
نفرین به عشق من و تو!
!به ساده بودن من به اون دل سیاه تو!![]()

در اين حس غريب
براي تاريكي دلم چراغ بياورم
ميخواستم
زندگي را لمس كنم
خوشبختي را بفهمم
و با سر انگشتانم
بر بلور اندام عشق
دستي بكشم
مي خوساتم گل هاي نياز را ببويم
و در دفتر خواب هايم
لحظه هاي كنار تو بودن را بنويسم
مي خواستم
هشياريم را با تو بمانم
و بي خبريم را
در آرزوي تو
يك معجزه
فقط يك معجره مي توانست

من به زخم کسی نمک نزدم
به کسی تا کنون کلک نزدم
من همینم،همین که میبینی
هیچ بر چهره ام صورتک نزدم
من مسیح همیشه مصلوبم
گر کتک خورده ام کتک نزدم
باعث اضطراب گل نشدم
سنگ بر بال شاپرک نزدم
پس چرا بر زخمم نمک زده اند
من که بر زخم کسی نمک نزدم......

کافی نیست برای شمردن لحظه های تپش قلب تو
دنیا کافی نیست برای نواختن موسیقی عشق تو که هر سحر برفراز تپه ای می تپد
پاییز چه دیوانه وار نجوای خاطره تو را در قلبم نگاه میدارد
دنیا کافی نیست تا بنگارد نوازش دستت را در میان تارهای موهایم

اگر عشق نبودبه كدام بهانه مي خنديدم و مي گريستم؟
كدام لحظه هاي ناب را انديشه مي كردم؟
چگونه عبور روزهاي تلخ را تاب مي آوردم؟. . . آري . . . .
بي گمان پيشتر از اينها مرده بودم ؛اگر عشق نبود . . . . . .
خدا يا : براي كسي كه نان مرا ربود . . . . نان
براي دوستي كه قلب مرا شكست . . . .مهرباني
براي آنكه روح مرا آزرد . . . . بخشايش
و براي خويشتن خويش آگاهي وعشق مي طلبم

فاطمیه قصه گوی رنجهاست
فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
فاطمیه شعر داغ لاله است قصه ی
زهرای 18 ساله ست فاطمیه شرح دیوار
و در است دفتر در مقام سخت زینب پرور است

تنها ماندم
تنهای تنها
تنها ميان غصه ها
و آرزو ها!
آن آرزوهائی که
او بر بادشان داد
وان غصه هائی که
به قلبم راهشان داد
عاشق شدم وين آرزو
در باورم کرد
عاشق شد و
با حسرتش
خاکسترم کرد ..!

کوچولیه مهربون برات میمرم
تویه دستایه کوچیک تو اسیر
تو که لحظه به لحظه با منی
تو بگو عاشقه همراهه منی
وقتی که ازعشق واست میخونم
تو خیال نکن که من دیوونم
تو خودت میدونی عاشقت هستم
هر چی دل بود به خاطرت شکستم
حالا با من بگو قهری یا اشتی
تو به من نگو نگو که دوستم نداشتی
من فقط دلم میخواد باشی کنارم
میدونی خیلی دوستم دارم
قلبه تورو من ازت دزدیدمو
بردمش پس نمیارم
این دلو با خودت ببر
هرچی دل میخواد ببر
تو ازم نخواه دلی که بردمشو پسش بیارم

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم؟
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت:


من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم؛
اگر از ياد تو يادی نکنم می شکنم؛
بر لب کلبه ی محصور وجود،
من اگر در اين خلوت خاموش سکوت،
اگر از ياد تو يادی نکنم می شکنم
اگر از هجر تو آهی نکشم،
تک و تنها، به خدا می شکنم،

يعني دلت هميشه گرفته ست ولي كسي نيست بشين به درد و دلت گوش كنه...يعني خودتي و خودت!!همه هستن ولي براي تو كسي نيست.كسي به تو نگاه هم نمي كنه چه برسه بيا پاي درد و دلت بشينه.يعني هميشه غمگيني هميشه يه غم بزرگ روي دلت نشسته.يعني هميشه دل تنگي.دلتنگي براي كي.....دلتنگي براي چي.....براي يكي كه برات زنده باشه تا تو براش بميري براي كسي كه بشين پايه درد و دلت اون برات يه دنيا بشه و تو اگه يه لحظه نبينيش دنيا رو نخواي
ولي كسي نيست...ولي كسي نيست براي يه تنها نفس بكشه يا براش بخنده يا ....يه تنها هميشه تنهاست.آخ دلم دل تنهاي من كي مياد تورو از اين تنهايي نجات بده هميشه خودت بودي و خودت هميشه هم خودت مي موني و خودت
آخ تنهايي


بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد

تا که بودیم نبودیم کسی
کشت مارا غم بی همنفسی
تاکه رفتیم همه یارشدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدرایینه بدانید چو هست
نه درآن وقت که اقبال شکست
